سلام به همه مامان ها و نی نی های خوشگل و خوانندگان وبلاگ مانی جونم
خبر خبر ، بلاخره مانی خوشگلم رو کچل کردیم .
.gif)
آخه موهاش خیلی نامنظم بودن تازه پشت موهاش هم فر شده بودن و خیلی بلند شده بودن . این بود که دیروز یکدفعه تصمیم گرفتم و به بابام گفتم ، خلاصه در طی یک عملیات ، من مانی رو گرفتم در حالیه گریه میکرد
و میخواست فرار کنه ، موهاشو از ته زدیم . حالا دیگه کچل شده . امیدوارم موهاش منظم دربیاد . قربونش برم بعدش بردمش جلوی آینه ، هی به سرش نگاه میکرد انگار فهمیده بود که مو نداره .
.gif)
دیگه اینکه الان دیگه با لیوانی که برای آبمیوه خوری براش گرفته بودم یاد گرفته بخوره .
قبلا بلد نبود با نی آبمیوه بخوره ولی الان خدا رو شکر یاد گرفته و منو راحت کرده. این لیوان مخصوص آبمیوه خوردن بچه است که نی خیلی نرمی داره و بچه راحت میتونه با اون مایعات بخوره. حالا دیگه میتونم انواع آبمیوه ها را بهش بدم بخوره .
موضوع :
خب داشتم می گفتم از شیطونی های مانی عزیزم
تازگی ها میره تو آشپزخونه در کابینت ها رو باز میکنه تق می بنده اگه ولش کنم میخواد همه وسایل تو کابینت رو بریزه بیرون

در یخچال رو به زور باز میکنه آخه هنوز دستش به دسته یخچال نمی رسه . از میز تلویزیون میخواد بره بالا . خلاصه چی بگم ؟ روز به روز شیطون تر و بامزه تر میشه این گل پسره .از تختمون میره بالا بعدم عقب عقب میاد پایین . با دسته جاروبرقی ور میره. لباساشو از تو سبد میریزه بیرون . پوشک هاشو میریزه اینور و اونور .قربونش برم میخواد همه چی رو امتحان کنه . هر چی رو دوست داره تو دست بگیره و حسابی وارسی کنه. خب اینم اقتضای الانه که کنجکاو هست.
الان دیگه دوست نداره توی روروئک بشینه ولی وقتی میبینه که میخوام بهش خوراکی بدم یا غذا بدم میشینه . بخصوص وقتی میخوام بهش بستنی بدم. کلی کیف می کنه .
لطفا مامان های عزیز شما هم از نی نی تون بنویسین که تو این سن چکار میکنن؟ 
موضوع :
سلام سلام به همه اونایی که وبلاگ مانی جونمو می خونن .
انشاله که حال همگی خوب باشه . می خوام در مورد این پسره بنویسم که چه کارایی می کنه ؟ الان دیگه بدون کمک راه میره البته بعضی وقتا هم می دوه و همش باید مواظب باشیم زمین نخوره . همه جای خونه میره میره تو اتاقا به همه چی دست میزنه همه چی را پرت میکنه و از صدای زمین خوردن اجسام روی زمین خوشش میاد .
هر چیزی رو که بهش نشون میدم و اسمشو میگم یاد میگیره و دفعه بعد میگم مثلا .... کو ؟ به همون نگاه میکنه یعنی اینجاست.
دست میزنه
، با آهنگهای شاد مثل ملودی میرقصه . برنامه های تلویزیونی مورد علاقش : مل مل ، خاله شادونه ، بارنی ، گوسفند زبل ، فیتیله ، جمعه به جمعه، پنگول .






خوردنی مورد علاقه : بستنی
صبحانه مورد علاقه : حلیم ، چای بیسکوییت
عاشق ددر ، هر روز با کالسکه میبرمش ددر ، ولی بعضی وقتا مدتی که نشسات میگه بغلم کن و من باید کالسکه خالی رو حمل کنم. گاهی هم میبرمش ماشین سواری که هر دو رو خیلی دوست داره .
از سشوار و جارو برقی و هر چیزی که صدای بلندی داشته باشه هم میترسه .
دوست داره همه چیزو با دست بگیره و زیرو روش کنه . دیگه دستش به دکمه های کناری تلویزیون میرسه و همش دکمه رو خاموش میکنه یا با دکمه های سینمای خانگی ور میره . تلفن و موبایل و کنترل تلویزیون رو که دیگه اگه ببینه حتما باید بگیره تو دست و باهاش بازی کنه آخر سرهم پرتش کنه .
بعضی وقتا که کاری داره و میخواد منو صدا کنه میاد یه چیزایی میگه یعنی بیا دنبالم بعد میره اونجایی که کار داره که به من نشون بده .
پارک رو خیلی دوست داره وقتی میبرمش دوست داره از اینور پارک بره اونور دوباره بیاد دوباره بره ...
خلاصه هر چی بگم از شیطونی های این گل پسره کم گفتم . فعلا اینا تو ذهنم اومد که نوشتم . سری بعد بیشتر می نویسم .
فقط یه چیزی که هست زیاد آبمیوه دوست نداره . نمیدونم چکار کنم که آب میوه بخوره ؟ لطفا اگه کسی میدونه راهنماییم کنه ممنون میشم .
موضوع :
سلام به همه دوستان
سال نو همگی مبارک . صد سال به این سالها

امسال من و مانی برای تحویل سال رفتیم خارک پیش بابایی . چون بابایی تا 6 فروردین باید سرکار می بود ما هم از 29 اسفند تا 3 فروردین اونجا بودیم و خیلی خوش گذشت البته اگه شیطونی های مانی میذاشت خیلی بیشتر خوش میگذشت . خوب اینم یه تنوع بود . تا حالا عید خارج از اهواز نبودم این اولین سال بود .
اونجا بابایی ما رو برد و کل جزیره رو بهمون نشون داد از جمله پارک ساحلی و باغ پیرمرد ، منازل شرکتی .قایق سواری هم رفتیم که خیلی عالی بود . قایق سواری دور جزیره . مانی توی قایق خوابید تو بغل بابایی و من هم همش عکس و فیلم می گرفتم از کشتی های خارجی که کنار اسکله پهلو گرفته بودن برای نفت . کلا خارک یک جزیره نفتی هستش که بیشتر صادرات نفت از اونجا انجام میشه . البته جزیره کوچیکیه ولی خیلی باصفاست جزیره خارگ در استان بوشهر و در فاصله ۵۷ کیلومتری شمال غربی بندر بوشهر قرار گرفته . من که خوشم اومد . اینم نمایی از جزیره

برای اطلاعات بیشتر و دیدن مکان های تاریخی خارک به این آدرس مراجعه کنید :
http://www.beinabein.com/post-77.aspx
موضوع :



امروز با شکوهترین روز هست روزی که آفریدگار تو را به جهان هدیه داد
و من میترسم به تو تبریکی بگویم که شایسته تو نباشد
به زمین خوش آمدی فرشته ی مهر و زیبایی
روز 28 اسفند مانی یکساله شد . تولدت مبارک پسرم . انشاله 120 ساله بشی . البته اون روز به اینترنت دسترسی نداشتم برای همین امروز می نویسم . قراره آتلیه هم ببرمش . وقتی عکس هاش آماده شد میزارم تو وبلاگ . 


موضوع :
روز پنجشنبه گذشته من و مانی و بابایی به همراه دایی بهراد و دایی بهرنگ و زن دایی شقایق رفتیم جزیره سد شهید عباسپور . هرچی راجع به زیبایی اونجا بگم کم گفتم . واقعا هر کس باید خودش بره و اونجا رو ببینه .
2 روزی که اونجا بودیم خیلی خوش گذشت بابایی و دایی ها قایق سواری کردند عکس و فیلم گرفتیم بساط کباب هم اونجا براه بود و خلاصه کلی خوش گذشت . الان هممون دلمون برای اونجا تنگ شده انشاله بزودی دوباره میریم .
یک جزیره در میان آب های پشت سد شهید عباسپور که بصورت خیلی قشنگی ساخته شده و یکی از جاهای دیدنی و توریستی خوزستان هستش که رفتن به اونجا رو به همه توصیه می کنم. این جزیره 12 ویلا داره یک خوابه ، 2 خوابه ، 3 خوابه و 4 خوابه به همراه رستوران و کافی شاپ .
این منظره جزیره از بالاست. این عکس از منطقه کوشک گرفته شده که در بالا دست جزیره قرار داره گرفته شده .

کساییکه دوست دارن برن جهت رزرو واحدهای ویلایی با شماره : 3357020تماس گرفته ویا به دفترمعاونت هماهنگی خدمات رفاهی واقع دردفترمرکزی شرکت ساب مراجعه کنند . (توصیه می کنم حتما برین ).
موضوع :
روز یکشنبه 23 بهمن 2 تا دیگه از دندون ای مانی توسط بابایی کشف شد . من اداره بودم که بابایی اش زنگ زد و اینو گفت خیلی خوشحال شدیم و ذوق کردیم . 
اینروزا داره کم کم قدم های کوچولو برمیداره و 3-4 قدم میره بعد میفته . دستشو میگیره به جایی بلند میشه بعد دستشو ول میکنه که راه بره . فکر کنم تا 28 اسفند که روز تولدشه کامل راه بیفته.
در ضمن این گل پسره خیلی شیطون شده وقتی میبینه دنبالش میرم که بگیرمش که نیفته تند تر میره که نگیرمش فکر میکنه نمیتونم بهش برسم . منم میگیرمش و کلی بوسش میکنم. 
جدیدا اسم جارو برقی رو یاد گرفته چون ازش میترسه . وقتی بهش میگم جارو برقی کجاست نگاش میکنه . قروبونش برم . بعضی وقتا هم براش کارتون یا آهنگ میذارم و ساکت میشینه نگاه میکنه.
موضوع :
سلام به همه دوستان و ممنون از اظهار لطفتون
یک عکس که از عکس های آتلیه مانی رو به همون پست (عکس های آتلیه مانی) اضافه کردم .این عکسیه که مامانم اینا قاب گرفتن و توی خونشون گذاشتن . از روش عکس گرفتم و به بقیه عکسا اضافش کردم.
در ادامه مطلب می تونید عکسای 10 ماهگیش رو ببینید.
ادامه مطلب...
موضوع :
سلام به همه دوستان
در مورد شیطونی های این نی نی هرچی بگم کم گفتم . اولاٌ که اینروز ها سرما خورده و من حسابی سرگرم مراقبت از اونم. علاوه بر این خیلی هم شیطونی می کنه و می خواد دستشو به هرجایی بگیره و بلند بشه . مثلا دستشو به میز و مبل ، صندلی و ... می گیره و دور تا دور اونو میچرخه . آخه دیگه کم کم میخواد راه بیفته این گل پسره . همش باید مواظب باشم که نیفته . گاهی وقتا هم خودشو آروم میگیره و میشینه روی زمین که نیفته .

.gif)
بعضی وقتا هم یه چیزایی می گه مثلا ماما رو بصورت ناقص میگه که خیلی بامزه میگه . اونوقت میگیرم و همش بوسش میکنم. بعضی وقتا هم نق میزنه که فکر کنم بخاطر دندونشه احتمالا 2 تا دندون بالاییش میخواد در بیاد .
در ضمن آهنگ ملودی آرش رو هم خیلی دوست داره وقتی براش میذارم کلی باهاش بالا و پایین میپره و ذوق میکنه .
توی ماهواره چند تا کانال کارتون پیدا کردم مال کشورهای مختلف از جمله ترکیه – قطر- روسیه و چند تای دیگه که براش میذارم نگاه کنه که البته همه رو هم نمی بینه یعنی فضولی اجازه نمیده که ساکت بشینه و تلویزیون نگاه کنه ..gif)
خلاصه اینکه به سختی میتونم تو خونه کاری انجام بدم همش حواسم باید به این نی نی باشه وقتی که کاری دارم باید بذارمش توی روروئک که بعضی وقتا نق میزنه که منو دربیار از توی روروئک . جدیدا بعضی عروسک هاش رو که صدا میکنم میشناسه مثلا میگم هاپو کجاست ؟ برمیگرده و به اون عروسک نگاه میکنه. 
در حال حاضر مانی 9 ماه و نیمه است. دوست دارم بدونم نی نی های دیگه توی این سن چطورند ؟ نی نی شما چکار میکنه ؟ لطفا برام از نی نی تون بگید.
به امید سلامتی نی نی ها .
موضوع :
سلام سلام صدتا سلام
در اینجا چند تا از عکس های مانی رو که در یکی دو هفته اخیر گرفتم میذارم .
لطفا به ادامه مطلب بروید ......
قربونش برم .
ادامه مطلب...
موضوع :
الان عکسهای الینا جون رو دیدم خیلی بامزه بود . امیدوارم در کنار پدر و مادر خوبش بزرگ بشه تبریک میگم مامان الینا . 

----------------------------------------------------------------------------------------
**** لازم به ذکر است که الینا دختر همکارم منا جونه که در روز 10 آذر 90 به دنیا اومد و اسم وبلاگش هم مسافر کوچولو می باشد که در قسمت لینک دوستان گذاشته شده .
موضوع :
قبلا بهتون گفته بودم که مدتیه از عروسکهای صدا دار میترسه این پسر خوشگله . چند روز پیش هم عمه اش براش سوغاتی 2 تا عروسک صدا دار آورده که خیلی قشنگن از اونا هم میترسه اول خوب نگاشون میکنه بعد میزنه زیر گریه برای همین هم فعلا اونا رو قایم کردم که نترسه گل پسره . فردا عکسشونو میذارم . خیلی بامزه ان.
باباش هم براش یه سگ خریده بود که توی یه دستش استخوون و توی یه دست دیگه قاشق هست ، وقتی استخوون رو ازش میگیری شروع میکنه به عوعو کردن با صدای بلند که مانی از اون به طرز وحشتناکی میترسه . خلاصه فعلا اینا رو برداشتم تا ترسش بریزه . چیکار کنیم دیگه .
این هاپو رو باباییش از خارک براش آورده

اینا رو هم عمه خریده (خر ایستاده)

خر خوابیده

موضوع :









